عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
361
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
تمام اين سيزده مزرعه را درابسر مىگويند و ريشسفيد كلّ آنها عليرضا خان ضابط بشاگرد است و به خود او هم ماليات نمىدهند و فقط تمكينى از او دارند كه هروقت عليرضا خان براى جنگ و جدال كومك و امدادى لازم داشته باشد تا هزار نفر مرد كارى مىتوانند بدهند و در همچو موقع از او همراهى و تقويت دارند . كشتن غلام عباس 693 و سابقا غلام عباس رئيس درابسرها بوده است و اللّه ويردى خان پدر عليرضا خان حاليه را كشته است و بعد از آن سيف اللّه خان و عليرضا خان پسرهاى اللّه ويردى خان به قصاص خون پدر اتفاق كرده و غلام عباس را كشتند و بعد از كشتن غلام عباس اسمش را چنانكه در اين حدود رسم است به پسرش دادند و فعلا او را هم غلام عباس مىگويند . و ثالثا اقوام غلام عباس جمعيتى فراهم [ كرده ] و متفق شده سيف اللّه خان را كشتهاند . و بالفعل عليرضا خان را قوّهء قصاص از درابسرى نمانده و همينقدر خود را از آنها محفوظ مىدارد و هنگام ضرورت براى دفع غير ، دشمنى را گوشه گذاشته و اتفاق مىكنند و بعد از فراغ از آن كار به دفع يكديگر مىپردازند . خط راه توپ - گدار كروچ 694 بالجمله تمام اين مزارع در بحبوحهء كوههاى خيلى سخت واقع [ اند ] و از نيم فرسخ الى سه فرسخ بيشتر فاصله و بعد مسافت ندارند و هروقت اتفاقى رخ دهد مثل شوشه فرياد كرده و گرد هم انجمن مىشوند و مأمن و « گت » آنها همان گدار بونك سابق الذكر است كه در آن تنگه راه شهكهان را مىبندند و از طرف ديگر در گدار كروج « 1 » راه انگهران را نيز مىتوانند بست و در ساير نقاط هم كه كوه و پشته و گردنه بسيار است و طورى سنگلاخ سخت است [ 389 ] كه نه توپ از انگهران به درابسر مىآيد و نه از شهكهان به آنجا مىرود . خط راه توپ از بارگاه به منوجان و از آنجا به جغين و چاهنان و سندرك و درپهن و داورى به انگهران نقطهء مركزيهء بشاگرد مىرود . و از خط سرخقلعه به قلعه گنج و كريشك و مارز و شهكهان مىتوان برد . ولى به خود درآبسر از هيچ نقطه نمىتوان آورد . سهل است از گدار بونك و كروچ با شتر هم عبورومرور نمىتوان كرد و در تمام زمين درابسر صد ذرع زمين
--> ( 1 ) - جغ : گروچربان دارد شايد مناسبتى با اين گدار دارد .